Learning System — سیستم یادگیری
قابل مشاهدهپس از بررسی ابزارهای یادگیری، این فصل به چگونگی ادغام یادگیری در خود سیستم مدیریتی میپردازد تا صرفاً به پروژههای بزرگ محدود نشود. سیستم یادگیری باید مشخص کند کدام رویدادها، با چه عمقی، توسط چه کسی مرور میشوند، درسها کجا ثبت میگردند، چه مواردی باید به اقدام تبدیل شوند و چگونه از ورود درس به کار آینده اطمینان حاصل شود.
یک سیستم یادگیری ساده میتواند لایههای مختلفی داشته باشد. این لایهها شامل مرور پس از اقدام در رویدادهای مهم، بازنگری در پایان چرخهها، مرور پس از شکستهای جدی، مرور نتایج و مفروضات پس از تصمیمات بزرگ، و جمعبندی درسهای اصلی در پایان هر فصل است. لزومی ندارد هر یک از این موارد جلسات مستقلی باشند.
سیستم یادگیری باید به سیستم تصمیمگیری متصل باشد. به عنوان مثال، پس از ثبت یک تصمیم مهم شامل مفروضات، انتظارات و ریسکها، سه ماه بعد نتیجه واقعی با مفروضات مقایسه میشود تا یادگیری مدیریتی عمیقی شکل گیرد.
همچنین، سیستم یادگیری باید با عملکرد سازمان مرتبط باشد. اگر چندین نفر در یک نقش با مشکل مشابهی مواجه شوند، این مسئله ممکن است فراتر از افراد بوده و نیاز به تغییر در آموزش، نقش، فرایند یا حتی مدیریت را نشان دهد.
ایجاد پلی بین درسهای آموخته شده و تغییرات سیستمی ضروری است. به عنوان مثال، اگر درس این باشد که «اطلاعات مشتری دیر به عملیات میرسد»، باید تغییری سیستمی مانند تعریف مرحله تحویل رسمی، تعیین مالک و معیاری برای کامل بودن اطلاعات صورت گیرد؛ در غیر این صورت، حلقه یادگیری ناقص میماند.
خود سیستم یادگیری نیز باید مورد بازبینی قرار گیرد. سوالاتی مانند اینکه آیا بازنگریها مفید هستند، آیا درسها تکراری شدهاند، یا آیا کسی از فایل درسآموختهها استفاده میکند، به ارزیابی کارایی سیستم کمک کرده و ممکن است به سادهسازی آن منجر شود.
سوال کلیدی که سیستم یادگیری باید به آن پاسخ دهد این است: «وقتی اتفاق مهمی رخ میدهد، چه سازوکاری باعث میشود تجربه حاصل از آن به تصمیمی بهتر یا روشی کارآمدتر در آینده تبدیل شود؟» این سازوکار باید تضمین کند که یادگیری به صورت مستمر و مؤثر در سازمان جریان دارد.

