تسلط بر مدیریت

Management Cadence — ریتم مدیریتی

قابل مشاهده
فصل نوزدهم: ساخت سیستم مدیریتیموضوع ۳۴۲ از ۳۷۲۴ دقیقه

ریتم مدیریتی به معنای تعیین فعالیت‌های مدیریتی تکرارشونده و تناوب آن‌ها است؛ اینکه چه کارهایی به صورت روزانه، هفتگی، ماهانه، فصلی یا سالانه انجام شوند. این ریتم تضمین می‌کند که وظایف مهم مدیریتی به صورت تصادفی و اتفاقی انجام نشوند، بلکه به صورت برنامه‌ریزی شده در دستور کار قرار گیرند.

بدون وجود ریتم مشخص، مدیریت به حالتی واکنشی تبدیل می‌شود. در این حالت، اهداف تنها زمانی مرور می‌شوند که مشکلی پیش آید، عملکرد زمانی بررسی می‌شود که مدیر ناراضی باشد، ریسک‌ها تنها در زمان بحران دیده می‌شوند، توسعه افراد به زمان‌های خالی موکول می‌گردد و یادگیری نیز در صورت باقی ماندن انرژی در پایان پروژه اتفاق می‌افتد. ریتم مدیریتی به سازمان کمک می‌کند تا بسیاری از این مسائل را پیش از تبدیل شدن به بحران، شناسایی و مدیریت کند.

یک ریتم مدیریتی ساده می‌تواند شامل افق‌های زمانی مختلفی باشد. در سطح روزانه، هماهنگی‌های نزدیک و مسائل فوری مورد توجه قرار می‌گیرند. در سطح هفتگی، اولویت‌بندی کارها، اجرای آن‌ها، بررسی ریسک‌ها و اتخاذ تصمیمات کلیدی انجام می‌شود. در سطح ماهانه، روند عملکرد، ظرفیت‌ها، مسائل مالی و مشکلات سیستمی بررسی می‌گردند.

در سطح فصلی، تمرکز بر اهداف، تخصیص منابع، ارزیابی استعدادها و برنامه‌های یادگیری است. در نهایت، در سطح سالانه، راهبردها، ساختار سازمانی، بودجه‌بندی و جهت‌گیری بلندمدت سازمان مورد بازنگری قرار می‌گیرند. البته این الگو صرفاً یک نمونه است و هر سازمانی ممکن است نیاز به ریتم متفاوتی داشته باشد.

نکته حائز اهمیت این است که هر سطح از ریتم باید سؤالات متفاوتی را مطرح کند. اگر جلسات هفتگی، ماهانه و فصلی همگی صرفاً به گزارش وضعیت بسنده کنند، سیستم مدیریتی به درستی طراحی نشده است. به عنوان مثال، جلسه هفتگی باید بپرسد «چه چیزی الان نیاز به تصمیم یا کمک دارد؟»، جلسه ماهانه «چه الگو یا انحرافی در حال شکل‌گیری است؟» و جلسه فصلی «بر اساس نتایج، چه تغییراتی باید در اهداف، منابع یا روش کار ایجاد شود؟».

یک ریتم مدیریتی خوب به کاهش فوریت‌های کاذب کمک می‌کند. هنگامی که افراد بدانند موضوعات غیر اضطراری در یک زمان مشخص (مثلاً هر چهارشنبه در جلسه تصمیم‌گیری) مرور خواهند شد، نیازی به ارسال پیام‌های فوری برای هر مسئله جزئی نخواهند داشت. این سیستم فضایی مشخص برای طرح و پیگیری موضوعات ایجاد می‌کند.

با این حال، همه مسائل نباید منتظر ریتم تعیین‌شده بمانند. مسائل بحرانی که نیاز به رسیدگی فوری دارند، نباید به جلسه بعدی موکول شوند. بنابراین، علاوه بر ریتم برای مسائل عادی، سیستمی برای بالا بردن استثناها و مسائل اضطراری نیز لازم است.

ریتم مدیریتی باید با سرعت و ماهیت کسب‌وکار هماهنگ باشد. تیمی که با عملیات لحظه‌ای سروکار دارد، ممکن است به ریتمی با تناوب بیشتر نیاز داشته باشد، در حالی که یک تیم تحقیقاتی ممکن است با ریتم هفتگی یا دوهفته‌ای کفایت کند. بنابراین، تناوب فعالیت‌ها باید از ماهیت کار نشأت بگیرد، نه از عادت. هر ریتم باید به صورت دوره‌ای اثربخشی خود را اثبات کند تا از تبدیل شدن به یک «تقویم آیینی» صرف جلوگیری شود. سؤال کلیدی در طراحی ریتم مدیریتی این است: «چه موضوع‌هایی باید با چه تناوبی دیده شوند تا هم از دیر متوجه شدن جلوگیری شود و هم سازمان با مرور بیش از حد خفه نگردد؟».