تسلط بر مدیریت

ADKAR — تغییر از نگاه فرد

قابل مشاهده
فصل دوازدهم: مدل‌های مدیریت تغییرموضوع ۲۱۹ از ۳۷۲۶ دقیقه

مدل ADKAR با تمرکز بر سطح فردی، به جای رویکردهای سازمانی، به بررسی دلایل پذیرش و اجرای رفتار جدید توسط افراد می‌پردازد. این مدل پنج عنصر کلیدی را برای موفقیت تغییر در سطح فردی شناسایی می‌کند: آگاهی، تمایل، دانش، توانایی و تثبیت.

اولین گام، آگاهی (Awareness) است؛ فرد باید دلیل ضرورت تغییر را درک کند. بدون این درک، تغییر ممکن است صرفاً به عنوان یک خواسته مدیریتی تلقی شود و مقاومت ایجاد کند. برای مثال، در تغییر یک سامانه فروش، اگر فروشنده دلیل این تغییر را نفهمد، ممکن است تمایلی به یادگیری سیستم جدید نداشته باشد، حتی اگر دانش لازم را کسب کند.

مرحله دوم، تمایل (Desire) است؛ حتی اگر فرد دلیل تغییر را بفهمد، ممکن است به دلیل ترس از دست دادن چیزی مانند اختیار، جایگاه، راحتی یا ارزشمند شدن مهارت‌های قبلی، تمایلی به مشارکت نداشته باشد. در این شرایط، صرفاً توضیح دادن دلایل سازمانی کافی نیست و باید درباره اثر تغییر، انتخاب‌ها و واقعیت نقش فرد گفتگو شود.

دانش (Knowledge) مرحله سوم است؛ فرد ممکن است همراه با تغییر باشد و بخواهد آن را بپذیرد، اما نداند چگونه رفتار جدید را اجرا کند. در این حالت، نیاز به آموزش و یادگیری مهارت‌های لازم وجود دارد. به عنوان مثال، فردی که می‌داند باید بازخورد بیشتری بدهد اما نمی‌داند چگونه گفتگوی دشوار را مدیریت کند، نیازمند آموزش است.

توانایی (Ability) مرحله چهارم است؛ دانستن با توانستن متفاوت است. فرد ممکن است آموزش دیده باشد و بداند چه کاری باید انجام دهد، اما در عمل هنوز قادر به اجرای آن نباشد. این مرحله نیازمند تمرین، بازخورد، همراهی و زمان است تا توانایی رفتاری تثبیت شود.

تثبیت (Reinforcement) آخرین مرحله است؛ پس از اینکه فرد رفتار جدید را انجام داد، باید عاملی وجود داشته باشد که او را به ادامه دادن آن تشویق کند. قدردانی مدیر، حمایت سیستم، هم‌راستایی شاخص‌ها و عدم پاداش‌دهی به روش قدیمی، به تثبیت تغییر کمک می‌کند.

مدل ADKAR ابزاری کاربردی برای تشخیص موانع تغییر در سطح فردی است. قبل از برچسب زدن مقاومت، باید بررسی کرد که آیا فرد نمی‌فهمد (آگاهی)، نمی‌خواهد (تمایل)، نمی‌داند (دانش)، نمی‌تواند (توانایی) یا ادامه نمی‌دهد (تثبیت). این تشخیص دقیق، از مداخلات اشتباه جلوگیری می‌کند.

این مدل به ویژه برای تغییراتی که نیازمند تغییر رفتار تعداد زیادی از افراد هستند و زمانی که هدف درک دلیل عدم پذیرش تغییر توسط یک فرد خاص است، بسیار مناسب است. سوال کلیدی این مدل این است که فرد دقیقاً در کدام مرحله از فهمیدن، خواستن، دانستن، توانستن یا ادامه دادن، با مانع روبرو شده است.