تسلط بر مدیریت

Work Breakdown Structure — ساختار شکست کار

قابل مشاهده
فصل دوم: ابزارهای برنامه‌ریزی و اجراموضوع ۲۹ از ۳۷۲۶ دقیقه

هنگامی که پروژه‌ها بزرگ و کلی می‌شوند، مانند «راه‌اندازی شعبه جدید»، درک جزئیات پنهان دشوار می‌گردد. این جزئیات می‌تواند شامل مکان‌یابی، قراردادها، طراحی، تجهیزات، استخدام، مجوزها، آموزش، سامانه‌ها و تبلیغات افتتاحیه باشد که صدها مورد را در بر می‌گیرد. ساختار شکست کار (Work Breakdown Structure - WBS) ابزاری است که به تقسیم یک خروجی بزرگ به بخش‌های کوچک‌تر و قابل مدیریت کمک می‌کند.

ایده اصلی ساختار شکست کار، تقسیم پروژه به لایه‌های مختلف به جای ایجاد یک فهرست بلندبالا از وظایف روزانه است. به عنوان مثال، پروژه «راه‌اندازی شعبه» می‌تواند به بخش‌های اصلی مانند «مکان و قرارداد»، «طراحی و تجهیز»، «نیروی انسانی»، «سامانه‌ها» و «افتتاح» تقسیم شود که هر کدام زیرمجموعه‌های خود را دارند. این رویکرد باعث می‌شود پروژه قابل دیدن‌تر و درک آن آسان‌تر شود.

اهمیت «شکست کار» در این است که ذهن انسان تمایل دارد کارهای پنهان را دست‌کم بگیرد. عبارات کلی مانند «انتقال دفتر کار، دو هفته» ممکن است فعالیت‌های متعددی چون اینترنت، بیمه، مجوزها، جابجایی سرورها، دسترسی‌ها، تجهیزات و ده‌ها مورد دیگر را نادیده بگیرند. شکستن کار به اجزای کوچک‌تر، این بخش‌های نامرئی را قبل از اجرا آشکار می‌سازد.

در ساختار شکست کار، بهتر است تا حد امکان بر «خروجی‌ها» تمرکز شود تا «فعالیت‌ها». به جای «کار روی آموزش»، باید «برنامه آموزشی آماده و اجراشده» را به عنوان یک خروجی در نظر گرفت و سپس فعالیت‌های لازم برای دستیابی به آن را مشخص کرد. این رویکرد مانع از تبدیل شدن ساختار به صرفاً یک فهرست فعالیت می‌شود.

میزان ریز شدن در ساختار شکست کار اهمیت دارد. اگر ساختار بیش از حد کلی باشد، فایده چندانی نخواهد داشت و اگر بیش از حد جزئی شود، مدیریت خود فهرست به کاری طاقت‌فرسا تبدیل می‌شود. یک قاعده عملی این است که کار را تا جایی بشکنید که بتوانید در مورد مالکیت، زمان و خروجی هر بخش به اندازه کافی شفافیت داشته باشید.

ساختار شکست کار مسائل متعددی را حل می‌کند، به ویژه زمانی که پروژه بزرگ است، اجزای زیادی دارد، تخمین زدن دشوار است، یا احتمال فراموش کردن بخش‌های مهم وجود دارد. این ابزار به سازماندهی بهتر و جلوگیری از غفلت در مراحل مختلف پروژه کمک می‌کند.

یکی از مزایای مهم ساختار شکست کار، تخمین بهتر است. تخمین زدن یک پروژه کلی دشوار است، اما با تقسیم آن به ده‌ها بخش کوچک‌تر، افراد می‌توانند هر بخش را با دقت بیشتری تخمین بزنند و در نهایت تصویری واقعی‌تر از کل پروژه به دست آورند. همچنین، شناسایی مالکیت هر بخش آسان‌تر می‌شود و مشخص می‌گردد که مسئولیت هر قسمت با چه کسی است و آیا خلأ مسئولیتی وجود دارد یا خیر.

با این حال، خطراتی نیز وجود دارد. یکی از این خطرات، تبدیل شدن ساختار به فهرستی بی‌نهایت از جزئیات است که مدیریت آن غیرممکن می‌شود. ساختار شکست کار باید برای ایجاد وضوح باشد، نه برای ایجاد توهم کنترل کامل. خطر دیگر، فراموش کردن کارهای هماهنگی و پشتیبانی مانند تأیید، آموزش، ارتباطات، آزمایش، تحویل، مستندسازی و انتقال است که اغلب باعث تأخیر در پروژه‌ها می‌شوند.