تسلط بر مدیریت

فصل یازدهم: مدل‌های مدیریت تعارض

قابل مشاهده
فصل یازدهم: مدل‌های مدیریت تعارضموضوع ۲۰۲ از ۳۷۲۱۰ دقیقه

تعارض در محیط‌های تیمی و سازمانی امری اجتناب‌ناپذیر است، زیرا در هر جایی که افراد دارای اهداف، برداشت‌ها، نقش‌ها و سطوح قدرت متفاوت باشند و به یکدیگر وابسته باشند، احتمال بروز اختلاف وجود دارد. بنابراین، پرسش اصلی مدیر نباید حذف کامل تعارض باشد، بلکه باید بر مدیریت آن تمرکز کند تا پیش از آنکه به آسیب‌های جدی رابطه‌ای، سیاسی یا عملیاتی تبدیل شود، به یک مسئله قابل بحث و تصمیم‌گیری بدل گردد. برخی تعارض‌ها، مانند اختلاف نظر میان متخصصان درباره بهترین راه‌حل فنی یا بحث میان بخش‌های فروش و عملیات در مورد سرعت تحویل، می‌توانند مفید بوده و به ارتقاء کیفیت تصمیم‌گیری منجر شوند. مشکل زمانی آغاز می‌شود که تعارض از «کدام گزینه بهتر است؟» به «تو همیشه مشکل ایجاد می‌کنی» یا از «من با تصمیم مخالفم» به «پس اجرا نمی‌کنم» تغییر ماهیت دهد و از گفت‌وگوی مستقیم به شکایت پشت سر، ائتلاف‌سازی، کنایه، مقاومت پنهان یا تلاش برای دور زدن طرف مقابل سوق یابد.

مدیر ماهر باید قادر باشد تعارض را تشخیص دهد، آن را طبقه‌بندی کند، شدت آن را بسنجد، روش مناسب مواجهه را انتخاب نماید و بداند چه زمانی خود باید وارد عمل شود و چه زمانی بهتر است افراد مسئولیت حل اختلاف خود را بر عهده گیرند. در این فصل، مدل‌ها و ابزارهای مهمی چون مدل سبک‌های مواجهه با تعارض توماس–کیلمن، رویکرد رابطه‌محور مبتنی بر منافع، فرایند حل تعارض، چارچوب میانجی‌گری و مذاکره مبتنی بر منافع معرفی می‌شوند. هدف فراتر از شناخت نام این مدل‌ها، درک زمان مناسب برای قاطعیت، همکاری، کوتاه آمدن، کنار گذاشتن موقت تعارض، رسیدن به منافع واقعی از طریق مواضع سخت، میانجی‌گری بین اعضای تیم و تشخیص ریشه ساختاری یا رابطه‌ای تعارض است.

پیش از پرداختن به مدل‌های مدیریت تعارض، لازم است تمایز میان اختلاف نظر و تعارض مخرب درک شود. دو نفر می‌توانند با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند، اما اگر بتوانند داده ارائه دهند، استدلال کنند، به نظرات یکدیگر گوش دهند و پس از تصمیم‌گیری همکاری کنند، این اختلاف نظر سالم تلقی می‌شود. اما زمانی که گفتگو به سمت اتهام‌زنی شخصی مانند «تو همیشه عجولانه تصمیم می‌گیری» یا «تو همیشه کار را کند می‌کنی» پیش می‌رود، مسئله از محتوا به سمت رابطه حرکت کرده و به تعارض تبدیل شده است.

تعارضات می‌توانند انواع مختلفی داشته باشند که شناخت آن‌ها برای انتخاب ابزار مناسب ضروری است. «تعارض درباره کار» شامل اختلاف بر سر راه‌حل، روش، داده، کیفیت یا انتخاب حرفه‌ای است که می‌تواند بسیار مفید باشد. «تعارض درباره اولویت» زمانی رخ می‌دهد که بخش‌های مختلف مانند فروش، عملیات و محصول، اهداف محلی متفاوتی دارند، هرچند ممکن است همه منطقی باشند. «تعارض درباره منابع» به دلیل محدودیت بودجه، نیروی انسانی، زمان یا ظرفیت، امری طبیعی است و اختلاف نظر را تشدید می‌کند.

«تعارض نقش و اختیار» زمانی بروز می‌کند که مشخص نباشد چه کسی تصمیم نهایی را می‌گیرد، چه کسی مالک نتیجه است و مرز مسئولیت‌ها کجاست؛ این نوع تعارض اغلب ساختاری است. «تعارض رابطه‌ای» ناشی از بی‌اعتمادی، دلخوری، احساس بی‌احترامی، سوءبرداشت یا سابقه برخوردهای منفی است و نیازمند بررسی رابطه علاوه بر روشن کردن تصمیم است. «تعارض ارزشی» به اختلاف نظر در مورد مسائل بنیادی مانند ریسک‌پذیری، اخلاق حرفه‌ای یا رفتار قابل قبول اشاره دارد و حل آن دشوارتر است. «تعارض قدرت» فراتر از اختلاف نظر، به توانایی یک فرد برای متوقف کردن تصمیم، کنترل منابع، نگهداری اطلاعات یا ایجاد پیامد مربوط می‌شود و با صرف توصیه به «بهتر حرف زدن» حل نمی‌شود.

گاهی تعارض ظاهراً بین دو فرد است، اما ریشه در ساختار سازمانی دارد. به عنوان مثال، اگر مدیر فروش بر اساس درآمد و مدیر عملیات بر اساس کاهش هزینه پاداش بگیرد، سیستم تشویق‌ها می‌تواند به طور مداوم بین آن‌ها تعارض ایجاد کند، حتی اگر شخصیت آن‌ها مشکل‌ساز نباشد. بنابراین، پیش از تمرکز بر رابطه افراد، باید بررسی کرد که آیا ساختار، تعارض را برای آن‌ها منطقی می‌سازد یا خیر.

نبود تعارض ظاهری در یک تیم همیشه نشانه سلامت نیست. ممکن است افراد به دلیل عدم اعتماد، ترس از برخورد یا آموختن سکوت در برابر مخالفت، از بروز اختلاف نظر خودداری کنند. این سرکوب تعارض می‌تواند منجر به انباشت مشکلات و عدم شفافیت شود و نشانه عدم سلامت تیم باشد.

هزینه‌های تعارض مدیریت‌نشده می‌تواند شامل دوباره‌کاری، کندی در تصمیم‌گیری، جلسات بیهوده، پنهان‌کاری، شکل‌گیری گروه‌ها، فرسودگی شغلی، کاهش اعتماد، خروج کارکنان و افت تجربه مشتری باشد. بسیاری از این هزینه‌ها به طور مستقیم در گزارش‌های مالی قابل مشاهده نیستند، اما واقعی و تأثیرگذارند.

مدیر نباید در هر اختلافی دخالت کند، زیرا این امر باعث وابستگی ناسالم تیم می‌شود. در بسیاری از تعارضات حرفه‌ای، بهتر است ابتدا از افراد پرسیده شود که آیا خودشان مستقیماً درباره آن صحبت کرده‌اند. اما در مواردی مانند عدم توازن قدرت، رفتار مخرب، تأثیر جدی تعارض بر تیم، تلاش‌های ناموفق قبلی برای حل، ارتباط مسئله با نقش یا ساختار، یا وجود خطرات اخلاقی، قانونی یا ایمنی، ورود مدیر ضروری است.