تسلط بر مدیریت

McKinsey 7S — مدل هفت‌عنصری مک‌کنزی

قابل مشاهده
فصل سیزدهم: ابزارهای تحلیل سازمانموضوع ۲۳۷ از ۳۷۲۴ دقیقه

مدل هفت‌عنصری مک‌کنیزی، ابزاری برای تحلیل سازمان از منظر هماهنگی درونی اجزا است. این مدل بر این ایده استوار است که عملکرد یک سازمان تنها به کیفیت تک‌تک اجزای آن بستگی ندارد، بلکه به میزان هم‌افزایی و هماهنگی میان این اجزا نیز وابسته است. هفت عنصر کلیدی این مدل شامل راهبرد، ساختار، سیستم‌ها، مهارت‌ها، افراد، سبک مدیریت و ارزش‌های مشترک هستند.

تحلیل با استفاده از مدل هفت‌عنصری مک‌کنیزی باید به دنبال شناسایی تناقضات و ناسازگاری‌ها میان این عناصر باشد. پرسش اصلی این نیست که آیا یک جزء به تنهایی خوب عمل می‌کند، بلکه این است که آیا آن جزء با سایر اجزا، به‌ویژه با راهبرد کلی سازمان، هم‌راستا است. برای مثال، آیا ساختار سازمانی با راهبرد اتخاذ شده همخوانی دارد؟ آیا مهارت‌های موجود با ساختار جدید سازگار هستند؟

راهبرد به تمرکز و رقابت سازمان در بازار اشاره دارد؛ اینکه سازمان بر چه چیزی تمرکز می‌کند، مانند سرعت، کیفیت، هزینه، نوآوری یا مشتریان خاص. این عنصر، جهت‌گیری کلی سازمان را مشخص می‌سازد و مبنایی برای ارزیابی سایر عناصر فراهم می‌کند.

ساختار سازمانی به نحوه توزیع اختیار و مسئولیت، تقسیم‌بندی واحدها و نقاط هماهنگی در سازمان می‌پردازد. این عنصر چگونگی سازماندهی منابع و افراد برای دستیابی به اهداف را تبیین می‌کند.

سیستم‌ها شامل فرایندهای روزمره مانند بودجه‌بندی، ارزیابی عملکرد، تصمیم‌گیری، مدیریت اطلاعات، استخدام و برنامه‌ریزی هستند. این سیستم‌ها نقش مهمی در شکل‌دهی به رفتار واقعی کارکنان و اجرای راهبردها ایفا می‌کنند.

مهارت‌ها به قابلیت‌های جمعی سازمان اشاره دارد، نه صرفاً مهارت‌های فردی. این شامل توانمندی‌هایی مانند اجرای پروژه‌های پیچیده، فروش سازمانی، نوآوری محصول یا مدیریت زنجیره تأمین است که سازمان را قادر به اجرای وظایف خود می‌سازد.

افراد به ترکیب نیروی انسانی از نظر تعداد، تخصص، سطح تجربه و نقش‌های حیاتی مورد نیاز سازمان می‌پردازند. هماهنگی این عنصر با نیازهای سازمان برای موفقیت ضروری است. سبک مدیریت نیز به نحوه تصمیم‌گیری، کنترل، ارتباطات، مدیریت تعارض و برخورد با خطا توسط مدیران اشاره دارد.

ارزش‌های مشترک، هسته اصلی فرهنگ سازمانی را تشکیل می‌دهند و مشخص می‌کنند که چه چیزی در سازمان واقعاً مهم تلقی می‌شود، در شرایط بحرانی چه چیزهایی فدا نمی‌شوند و چه رفتارهایی تشویق و ارتقا می‌یابند. این عنصر، باورها و اصول هدایت‌کننده رفتار در سازمان را منعکس می‌سازد.

مدل هفت‌عنصری مک‌کنیزی زمانی مفید است که سازمان با مشکلاتی مانند عدم اجرای راهبرد یا عدم موفقیت تغییرات ساختاری مواجه است. این مدل به شناسایی این نکته کمک می‌کند که کدام اجزای دیگر سازمان از راهبرد یا تغییرات عقب مانده‌اند و باعث ایجاد ناسازگاری شده‌اند. خطر اصلی در استفاده از این مدل، نگاه جداگانه به هر عنصر است؛ در حالی که ارزش اصلی مدل در درک روابط متقابل و هم‌افزایی میان این اجزا نهفته است.