تسلط بر مدیریت

Pareto Analysis — تحلیل پارتو

قابل مشاهده
فصل پنجم: ابزارهای حل مسئلهموضوع ۸۹ از ۳۷۲۴ دقیقه

تحلیل پارتو، که ریشه در اصل پارتو دارد، ابزاری قدرتمند برای اولویت‌بندی در حل مسائل است. این تحلیل بر این فرض استوار است که در هر موقعیتی، تعداد محدودی از عوامل یا علل، مسئول بخش عمده‌ای از مشکلات یا نتایج هستند. به جای تمرکز بر تمامی عوامل به طور مساوی، تحلیل پارتو به شناسایی آن عوامل کلیدی که بیشترین تأثیر را دارند، کمک می‌کند.

به عنوان مثال، در یک تیم پشتیبانی که با ۲۵ نوع شکایت مختلف روبرو است، بررسی داده‌های سه ماهه ممکن است نشان دهد که تنها سه دسته از شکایات، مانند مشکل ورود به حساب، خطای پرداخت، و سردرگمی درباره صورتحساب، در مجموع ۶۷ درصد از کل شکایات را تشکیل می‌دهند. در چنین حالتی، منطقی است که ابتدا منابع و تلاش‌ها را بر روی رفع این سه علت اصلی متمرکز کرد.

این منطق تنها به شکایات محدود نمی‌شود و برای شناسایی علل ریشه‌ای مشکلات نیز کاربرد دارد. فرض کنید ۵۰۰ مورد تأخیر در تحویل رخ داده است. اگر تحلیل نشان دهد که ۴۰ درصد این تأخیرها ناشی از ناقص بودن اطلاعات ورودی، ۲۵ درصد ناشی از تأیید دیرهنگام، و ۱۵ درصد ناشی از کمبود موجودی است، اولویت‌بندی برای اصلاح فرآیندها روشن‌تر خواهد شد.

یکی از نکات حیاتی در تحلیل پارتو، انتخاب معیار مناسب برای سنجش است. صرفاً تعداد وقوع یک خطا ممکن است گمراه‌کننده باشد؛ زیرا خطایی که کمتر رخ می‌دهد، می‌تواند خسارت مالی یا زمانی بسیار بیشتری نسبت به خطایی با فراوانی بالاتر ایجاد کند. بنابراین، تحلیل پارتو می‌تواند بر اساس معیارهایی چون تعداد، هزینه، زمان از دست رفته، شدت اثر، یا میزان شکایت مشتری انجام شود.

قانون ۸۰/۲۰ که غالباً با تحلیل پارتو همراه است، یک قاعده دقیق ریاضی نیست، بلکه بیانگر یک توزیع نامتوازن است. ممکن است ۱۰ درصد از علت‌ها ۶۰ درصد اثر را ایجاد کنند، یا ۳۰ درصد علت‌ها ۷۵ درصد اثر را. اصل اساسی این است که اثرات معمولاً به طور نامتوازن توزیع شده‌اند و بخش کوچکی از عوامل، مسئول بخش بزرگی از نتایج هستند.

تحلیل پارتو زمانی بسیار مناسب است که داده‌های مسئله را بتوان به دسته‌های قابل شمارش و مجزا تقسیم کرد. این دسته‌ها می‌توانند شامل انواع خطاها، شکایات مشتریان، دلایل تأخیر، علل خرابی تجهیزات، یا منابع اصلی هزینه‌ها باشند. در چنین شرایطی، این تحلیل به سرعت نقاط تمرکز را مشخص می‌کند.

با این حال، تحلیل پارتو به تنهایی کافی نیست، زیرا در حالی که مشخص می‌کند «کجا» بیشترین مشکل وجود دارد، لزوماً به این سؤال پاسخ نمی‌دهد که «چرا» این مشکل رخ می‌دهد. به عنوان مثال، اگر مشخص شود که ۴۰ درصد تأخیرها به دلیل ناقص بودن اطلاعات است، مرحله بعدی تحلیل، بررسی دلایل این نقص اطلاعاتی با استفاده از ابزارهایی مانند تکنیک پنج چرا یا تحلیل استخوان ماهی خواهد بود.

سؤال کلیدی که تحلیل پارتو به آن پاسخ می‌دهد این است: «اگر ما فقط قادر به اصلاح تعداد محدودی از علل باشیم، کدام علل بیشترین سهم را در کاهش کل مشکل ایفا خواهند کرد؟» این رویکرد به سازمان‌ها کمک می‌کند تا منابع خود را به طور مؤثرتری تخصیص داده و بیشترین بازده را از تلاش‌های حل مسئله خود به دست آورند.