Delegation Matrix — ماتریس واگذاری
قابل مشاهدهبسیاری از مدیران درک میکنند که باید وظایف بیشتری را واگذار کنند، اما اغلب در مورد اینکه چه چیزی را، به چه کسی و با چه سطحی از اختیار باید واگذار کنند، دچار سردرگمی هستند. ماتریس واگذاری ابزاری است که به مدیران کمک میکند تا وظایف خود را بر اساس قابلیت واگذاریشان دستهبندی و بررسی کنند. این ماتریس میتواند در نسخههای سادهتر یا پیشرفتهتر مورد استفاده قرار گیرد.
در یک نسخه ساده، وظایف را میتوان به چهار دسته تقسیم کرد: وظایفی که فقط مدیر باید انجام دهد (مانند تصمیمگیریهای پرریسک، گفتوگوهای حساس عملکردی، تعیین جهت تیم و مسئولیتهای محرمانه)، وظایفی که مدیر باید مالک آنها باشد اما بخشهایی از آن قابل واگذاری است (مانند برنامهریزی فصلی که مدیر جهت را تعیین میکند اما تحلیل داده یا آمادهسازی گزینهها میتواند توسط دیگران انجام شود)، وظایفی که باید واگذار شوند (مانند جلسات وضعیت، تهیه گزارش، هماهنگیهای تکرارشونده و تصمیمگیریهای عملیاتی کمریسک که واگذاری آنها باعث رشد دیگران و آزاد شدن ظرفیت مدیر میشود)، و وظایفی که باید حذف یا خودکار شوند (کارهایی که نباید به صورت دستی انجام شوند).
یک ماتریس پیشرفتهتر از دو محور اصلی بهره میبرد: ارزش مدیریتی (میزان افزودن ارزش توسط حضور خود مدیر) و قابلیت واگذاری (امکان انجام وظیفه توسط فرد یا سیستم دیگر). ترکیب این دو محور چهار حالت را ایجاد میکند: ارزش مدیریتی بالا و قابلیت واگذاری پایین (که معمولاً وظیفه نزد مدیر باقی میماند)، ارزش مدیریتی بالا و قابلیت واگذاری بالا (که بخشهایی قابل واگذاری است اما مدیر مالک نتیجه باقی میماند)، ارزش مدیریتی پایین و قابلیت واگذاری بالا (که نامزد جدی برای واگذاری است)، و ارزش مدیریتی پایین و قابلیت واگذاری پایین (که این حالت نشان میدهد وظیفه باید حذف، ساده یا خودکار شود و نباید به دلیل سختی واگذاری، تا ابد نزد مدیر باقی بماند).
برای ارزیابی بهتر، مدیران باید از خود بپرسند: «اگر این کار را یک سال دیگر هم خودم انجام دهم، چه چیزی درباره سیستم مدیریتی من اشتباه است؟» این سوال میتواند نشاندهنده مشکلات در طراحی فرایندها یا عدم آموزش جانشینان باشد، مانند مدیری که همچنان خودش گزارش هفتگی استاندارد را جمعآوری میکند.
واگذاری وظایف تنها به منظور آزاد کردن وقت مدیر نیست، بلکه ابزاری مهم برای توسعه افراد نیز محسوب میشود. انتخاب وظایف برای واگذاری میتواند با برنامه توسعه تیم هماهنگ شود؛ به عنوان مثال، واگذاری مسئولیت یک جلسه مشترک به فردی که نیاز به رشد در هماهنگی بینواحدی دارد، هم زمان مدیر را آزاد میکند و هم به رشد آن فرد کمک میکند.
نکته حائز اهمیت این است که باید کار را واگذار کرد، نه فقط اجرای مکانیکی آن را. اگر مدیر تمام تفکر، تصمیمگیری و طراحی را خود انجام دهد و تنها بخشی از اجرا را واگذار کند، وابستگی همچنان بالا باقی میماند. واگذاری حرفهای به مرور شامل قضاوت، تصمیمگیری و مالکیت نیز میشود.
ماتریس واگذاری باید به صورت دورهای مورد بازبینی قرار گیرد، زیرا شرایط افراد و وظایف تغییر میکند. فردی که سه ماه پیش آماده واگذاری وظیفهای نبوده، ممکن است امروز آمادگی لازم را داشته باشد و وظیفهای که قبلاً فقط مدیر میتوانست انجام دهد، شاید حالا قابل انتقال باشد.
سوال کلیدی که ماتریس واگذاری به پاسخ آن کمک میکند این است: «کدام کارها هنوز دست من هستند نه چون باید باشند، بلکه چون هنوز برای واگذاریشان سیستم یا اعتماد لازم را نساختهام؟» این پرسش به شناسایی موانع درونی و سیستمی واگذاری کمک میکند.

