تسلط بر مدیریت

Governance Model — مدل راهبری و حاکمیت

قابل مشاهده
فصل چهاردهم: ابزارهای طراحی سازمانموضوع ۲۵۷ از ۳۷۲۴ دقیقه

مدل راهبری یا حاکمیت، چارچوبی است که چگونگی کنترل، هدایت و نظارت بر تصمیم‌های مهم در یک سازمان را مشخص می‌کند. این مدل به پرسش‌هایی اساسی پاسخ می‌دهد، از جمله اینکه چه کسی چه نوع تصمیمی را اتخاذ می‌کند، چه مواردی باید بررسی شوند، چه چیزهایی باید گزارش شوند، چه زمانی یک موضوع باید به سطوح بالاتر ارجاع یابد، و چه سازوکارهایی از اتخاذ تصمیم‌های پرریسک یا متناقض جلوگیری می‌کنند. راهبری با مدیریت روزمره تفاوت دارد؛ در حالی که مدیریت روزمره به پیشبرد کارها می‌پردازد، راهبری چارچوب و مرزهای تصمیم‌گیری‌های کلیدی را تعیین می‌کند.

برای درک بهتر، می‌توان به یک تیم پروژه اشاره کرد که تصمیم‌های روزانه خود را می‌گیرد، اما تصمیم‌های مهمی مانند بودجه‌های فراتر از یک حد مشخص، تغییرات اساسی در دامنه پروژه، ریسک‌های قانونی، یا تأخیرهای بحرانی باید به کمیته راهبری ارجاع داده شوند. این فرآیند، نمونه‌ای از مدل راهبری است که در آن سطوح مختلف مسئولیت و تصمیم‌گیری تعریف می‌شود.

اجزای یک مدل راهبری می‌تواند شامل نقش‌های مشخص تصمیم‌گیرندگان، کمیته‌های تخصصی، حدود اختیارات، سطوح مختلف تصویب، مسیرهای مشخص برای ارجاع مسائل به سطوح بالاتر، زمان‌بندی بازبینی‌ها، گزارش‌های مورد نیاز، و معیارهای سنجش تصمیم‌ها باشد. طراحی این اجزا به سازمان کمک می‌کند تا فرآیندهای خود را بهینه کند.

دو خطر اصلی در طراحی مدل راهبری وجود دارد: راهبری بیش از حد و راهبری ضعیف. راهبری بیش از حد، که با وجود کمیته‌ها، فرم‌ها و تأییدیه‌های متعدد برای هر تصمیم مشخص می‌شود، منجر به کندی در تصمیم‌گیری، ابهام در مسئولیت‌ها و عدم وجود مالکیت مشخص برای تصمیمات جمعی می‌گردد. این امر می‌تواند خلاقیت و سرعت عمل را کاهش دهد.

در مقابل، راهبری ضعیف به معنای اتخاذ تصمیم‌های مهم بدون بررسی کافی، نادیده گرفتن ریسک‌های بزرگ، اتخاذ تصمیم‌های متناقض توسط واحدهای مختلف، یا عدم وجود دیدگاه جامع نسبت به کل سیستم است. این وضعیت می‌تواند منجر به بروز مشکلات جدی و از دست رفتن فرصت‌ها شود.

راهبری خوب باید متناسب با میزان ریسک تصمیم‌گیری طراحی شود. تصمیم‌های کم‌ریسک نیازمند فرایندهای ساده‌تری هستند، در حالی که تصمیم‌های پرریسک و برگشت‌ناپذیر مستلزم بررسی عمیق‌تر و دقیق‌تر می‌باشند. اصل کلیدی در اینجا این است که پیچیدگی سازوکارها باید با اهمیت و برگشت‌پذیری تصمیم متناسب باشد تا از اتلاف منابع جلوگیری شود.

یکی از مشکلات رایج در مدل‌های راهبری، این است که کمیته راهبری به جایگاه تصمیم‌گیرنده نهایی تبدیل می‌شود، به طوری که هیچ‌کس مسئولیت نهایی را بر عهده نمی‌گیرد و جلسات با این نتیجه پایان می‌یابند که «باید بیشتر بررسی کنیم». بنابراین، حتی در چارچوب راهبری نیز باید مشخص باشد که مسئولیت نهایی تصمیم با چه کسی است.

روشن بودن مسیر ارجاع مسائل به سطوح بالاتر امری حیاتی است. باید مشخص شود که چه نوع مسائلی، چه زمانی و با چه اطلاعاتی باید به سطوح بالاتر منتقل شوند. عدم شفافیت در این زمینه می‌تواند منجر به ارجاع بیش از حد همه مسائل یا عدم ارجاع هیچ مسئله‌ای تا زمان بروز بحران شود. مثالی ساده می‌تواند این باشد که تیم پروژه مشکلات زیر سه روز تأخیر را مدیریت کند، اما تأخیرهای بیشتر به مدیر برنامه، اثر بر مشتری کلیدی به مدیر کسب‌وکار، و ریسک‌های قانونی فوراً به واحد حقوقی ارجاع داده شود.