تفکر مدیریتی

اثرات جانبی تصمیم‌ها

قابل مشاهده
فصل اول: دیدن سازمان به‌عنوان یک سیستمموضوع ۱۵ از ۱۸۲۴ دقیقه

هر تصمیم مدیریتی، با وجود داشتن یک هدف اصلی، معمولاً پیامدهای ناخواسته‌ای نیز به همراه دارد که به آن‌ها اثرات جانبی گفته می‌شود. به عنوان مثال، تصمیمی برای کاهش خطا از طریق تأیید تمام مراحل قبل از اجرا، ممکن است منجر به کاهش سرعت، ایجاد صف‌های انتظار برای تصمیم‌گیری، کاهش احساس استقلال در کارکنان، تبدیل شدن مدیر به یک گلوگاه و در نهایت دور شدن افراد از مسئولیت تصمیم‌گیری شود.

برای درک بهتر این اثرات، مدیران باید پس از اتخاذ هر تصمیم مهم، این پرسش کلیدی را مطرح کنند: «بعدش چی؟». این رویکرد به شناسایی اثرات مرتبه دوم و سوم کمک می‌کند. برای مثال، اگر برای افزایش فروش، پاداش کاملاً فردی شود، ممکن است فروشندگان برای تلاش بیشتر انگیزه پیدا کنند، اما همزمان همکاری تیمی کاهش یافته، اطلاعات مشتری به صورت انحصاری نگهداری شود و در نهایت عملکرد کلی تیم افت کند.

گاهی اوقات، راه‌حل‌هایی که برای حل یک مسئله اتخاذ می‌شوند، خود می‌توانند مسائل جدیدی را ایجاد کنند. به عنوان مثال، کوتاه کردن مهلت‌های زمانی (Deadline) برای کاهش تأخیر، ممکن است منجر به کاهش کیفیت کار شود. سپس برای کنترل کیفیت، مرحله بازبینی اضافه می‌شود که این خود فرآیند را دوباره کند می‌کند. در نهایت، ممکن است نیاز به استخدام افراد بیشتر، افزایش پیچیدگی هماهنگی و برگزاری جلسات متعدد باشد و سیستم با انباشت راه‌حل‌های کوتاه‌مدت پیچیده شود.

هنگام طراحی سیاست‌ها یا فرآیندهای جدید، پرسیدن این سوال که «افراد اگر بخواهند کاملاً منطقی با این قانون سازگار شوند، چه رفتاری ممکن است از خود نشان دهند؟» بسیار حائز اهمیت است. به عنوان مثال، اگر تنها تعداد تماس‌های تلفنی سنجیده شود، رفتار منطقی ممکن است افزایش تماس‌های کوتاه و کم‌کیفیت باشد. بنابراین، طراحی سیستم باید رفتارهایی را تشویق کند که با اهداف اصلی همسو باشند.

اثرات جانبی یک تصمیم ممکن است در واحدهای دیگر سازمان ظاهر شوند. کاهش هزینه در یک واحد می‌تواند فشار را به واحد دیگری منتقل کند. کاهش زمان تحویل ممکن است بار کاری واحد پشتیبانی را افزایش دهد و افزایش فروش می‌تواند ظرفیت عملیاتی را تحت فشار قرار دهد. مدیران باید فراتر از مرزهای واحد خود را ببینند و بپرسند: «هزینه این تصمیم کجا منتقل می‌شود؟»

برخی از هزینه‌های ناشی از تصمیمات مدیریتی پنهان هستند و در گزارش‌های رسمی دیده نمی‌شوند. تحویل به موقع پروژه‌ها از طریق اضافه‌کاری، ممکن است موفقیت ظاهری را نشان دهد، اما هزینه‌هایی چون فرسودگی شغلی، افت تمرکز، افزایش اشتباهات در پروژه‌های آتی و احتمال استعفا را در بر دارد که باید در تفکر سیستمی مد نظر قرار گیرند.

تفکر سیستمی به مدیران کمک می‌کند تا فراتر از اهداف کوتاه‌مدت و ظاهری تصمیمات خود را ببینند و اثرات بلندمدت و ناخواسته‌ی آن‌ها را شناسایی کنند. این رویکرد شامل درک روابط متقابل بین اجزای مختلف سازمان و پیش‌بینی پیامدهای احتمالی در سطوح مختلف است.

در نهایت، درک اثرات جانبی و هزینه‌های پنهان، مدیران را قادر می‌سازد تا تصمیمات جامع‌تر و پایدارتری اتخاذ کنند که نه تنها به اهداف اصلی دست یابند، بلکه از ایجاد مشکلات جدید و ناخواسته نیز جلوگیری کنند و به سلامت کلی سیستم کمک نمایند.