تفکر مدیریتی

تصمیم خوب با نتیجه خوب یکی نیست

قابل مشاهده
جمع‌بندی: از مدیر اجرایی به مدیر متفکرموضوع ۱۷۶ از ۱۸۲۶ دقیقه

یکی از درس‌های اساسی در تفکر مدیریتی، تفکیک میان کیفیت تصمیم و نتیجه آن است. ممکن است تصمیمی نادرست به دلیل شانس منجر به نتیجه‌ای مطلوب شود، و برعکس، تصمیمی سنجیده به دلیل بدشانسی به نتیجه‌ای نامطلوب بینجامد. مدیر متفکر به جای پرسش صرفاً «بردیم یا باختیم؟»، کیفیت تصمیم را بر اساس اطلاعات موجود در زمان اتخاذ آن ارزیابی می‌کند تا از درس گرفتن اشتباه از شانس جلوگیری کند.

مدیریت صرفاً به معنای انجام دادن کارها نیست، بلکه شامل انتخاب نکردن نیز می‌شود. با توجه به محدودیت منابع و زمان، مدیر متفکر باید بتواند میان انبوهی از پروژه‌ها، ایده‌ها و فرصت‌های خوب، اولویت‌بندی کند و بپذیرد که «اولویت بدون حذف، اولویت نیست». استراتژی واقعی زمانی شکل می‌گیرد که هزینه انتخاب‌ها و عدم انتخاب‌ها را بپذیریم.

منابع واقعی، استراتژی واقعی را آشکار می‌سازند. مدیر متفکر به شکاف میان ارزش‌های اعلام‌شده سازمان و تخصیص واقعی منابع (زمان، پول، نیروی انسانی و توجه مدیریتی) حساس است. جهت‌گیری واقعی سازمان از جایی که این منابع محدود تخصیص می‌یابند، مشخص می‌شود.

یکی از جهش‌های فکری مهم در مدیریت، درک این نکته است که انسان‌ها صرفاً «منابع انسانی» نیستند. آن‌ها واقعیت را تفسیر می‌کنند، احساسات دارند، به عدالت و اعتماد اهمیت می‌دهند، به قدرت حساسند و به دنبال معنا هستند. نادیده گرفتن این ابعاد انسانی می‌تواند منجر به واکنش‌های منفی حتی در قبال تصمیمات منطقی اقتصادی شود.

فهم انسان به معنای کاهش استانداردها نیست. مدیر متفکر می‌تواند همزمان همدلی و درک انسانی را با پاسخگویی حرفه‌ای و حفظ استانداردهای عملکردی تلفیق کند. این بدان معناست که ضمن درک شرایط دشوار افراد، بر لزوم دستیابی به حداقل عملکرد مورد انتظار نیز تأکید شود.

مدیر متفکر رفتار را در بستر محیطی آن می‌بیند. به جای برچسب زدن سریع به فردی که سکوت می‌کند (مثلاً «مشارکت ندارد») یا تصمیم نمی‌گیرد (مثلاً «مسئولیت‌پذیر نیست»)، دلایل زمینه‌ای مانند عدم امنیت برای ابراز مخالفت، عدم اختیار کافی، یا تجربه تنبیه در گذشته را جویا می‌شود.

عملکرد نهایی یک فرد تنها نتیجه تلاش او نیست، بلکه تابعی از توانایی، انگیزه و فرصت انجام کار است. ممکن است فردی توانایی یا انگیزه لازم را نداشته باشد، یا با وجود داشتن هر دو، فاقد اختیار، زمان، ابزار، اطلاعات یا ظرفیت کافی باشد. هر یک از این عوامل می‌تواند منجر به نتیجه ظاهری «کار انجام نشد» شود، اما دلایل مدیریتی متفاوتی دارند.