تفکر مدیریتی

نفوذ بدون اختیار رسمی

قابل مشاهده
فصل نهم: قدرت و نفوذموضوع ۱۲۳ از ۱۸۲۶ دقیقه

در سازمان‌های امروزی، بسیاری از وظایف به صورت بین‌تیمی انجام می‌شوند و مدیران اغلب برای دستیابی به نتایج، نیازمند همکاری افرادی هستند که مستقیماً تحت فرمان آن‌ها نیستند. در چنین شرایطی، رویکرد دستوری کارایی ندارد و مدیران به «نفوذ بدون اختیار رسمی» نیاز پیدا می‌کنند. نفوذ به معنای آن است که دیگران نه از روی اجبار، بلکه به دلیل درک منطق، دیدن منافع خود، اعتماد یا وجود هدف مشترک، تمایل به همراهی با شما داشته باشند.

برای ایجاد نفوذ، بهتر است از یک مسئله مشترک آغاز کنید. به جای بیان یک خواسته یک‌طرفه، مانند «فروش باید این قابلیت را اولویت دهد»، می‌توان مسئله را به گونه‌ای مطرح کرد که هر دو طرف درگیر، دغدغه مشترکی را احساس کنند، مثلاً «چگونه می‌توانیم نرخ از دست دادن مشتریان سازمانی را کاهش دهیم؟». این رویکرد، زمینه را برای توافق بر سر یک هدف مشترک فراهم می‌آورد.

درک منافع طرف مقابل امری حیاتی است. باید اهداف، اولویت‌ها، فشارهای کاری و هزینه‌های احتمالی ناشی از درخواست شما را برای تیم دیگر شناسایی کرد. به عنوان مثال، اگر واحد مالی با پروژه‌ای مخالف است، ممکن است نگرانی اصلی آن‌ها ریسک نقدینگی باشد. با درک این نگرانی، می‌توان پیشنهادی متفاوت و سازگارتر ارائه داد.

تکرار مداوم منطق خود، بدون توجه به دلایل مخالفت طرف مقابل، یکی از اشتباهات رایج در نفوذ است. مخالفت‌ها ممکن است ریشه در منافع، ریسک‌ها یا اولویت‌های متفاوت داشته باشند. لازم است علت اصلی مخالفت شناسایی شود تا بتوان به شکلی مؤثر به آن پاسخ داد.

اعتبار قبلی نقش بسزایی در نفوذ دارد. ایجاد یک شبکه ارتباطی قوی پیش از نیاز به همکاری، از طریق به اشتراک‌گذاری اطلاعات مفید، کمک به حل مسائل دیگران، پایبندی به تعهدات و قابل اتکا بودن در مسائل مشترک، زمینه را برای همکاری‌های آتی فراهم می‌کند.

نفوذ سالم با دستکاری تفاوت اساسی دارد. نفوذ بر پایه منطق روشن، منافع واقعی، گفت‌وگوی صادقانه و حق مخالفت بنا شده است. در مقابل، دستکاری شامل ارائه اطلاعات ناقص، سوءاستفاده از احساسات یا پنهان کردن نیت واقعی است که هرچند ممکن است در کوتاه‌مدت مؤثر باشد، اما اعتماد بلندمدت را از بین می‌برد.

داشتن یک درخواست مشخص و شفاف، تصمیم‌گیری را برای طرف مقابل آسان‌تر می‌کند. به جای درخواست‌های مبهم مانند «نیاز داریم بیشتر حمایتمون کنید»، باید جزئیات دقیق درخواست، مانند «می‌خواهم یکی از تحلیلگرهای شما هفته‌ای چهار ساعت برای شش هفته روی این پروژه کار کند» را بیان نمود.

ارائه گزینه‌های متعدد به جای اصرار بر یک راه حل واحد، احتمال همراهی را افزایش می‌دهد. با معرفی مسیرهای مختلف و تشریح مزایا و معایب هر کدام، به طرف مقابل حق انتخاب داده می‌شود و مشارکت او در فرآیند تصمیم‌گیری، احتمال پذیرش را بالا می‌برد. همچنین، زمان‌بندی مناسب برای طرح درخواست‌ها اهمیت دارد؛ طرح یک درخواست بلندمدت در زمان بحران برای واحد دیگر، ممکن است با عدم پذیرش مواجه شود، نه به دلیل نادرستی ایده، بلکه به دلیل فقدان ظرفیت. در نهایت، پذیرش «نه» و احترام به حق مخالفت طرف مقابل، بخشی از نفوذ سالم است و در صورت عدم حل مسئله، می‌توان آن را به سطوح بالاتر ارجاع داد، اما پس از تلاش حرفه‌ای برای حل آن در سطح فعلی.