تفکر مدیریتی

مقدمه: مدیر قبل از اقدام باید چطور فکر کنه؟

قابل مشاهده
مقدمه: مدیر قبل از اقدام باید چطور فکر کنه؟موضوع ۱ از ۱۸۲۲ دقیقه

در دوره مدیریت در عمل، تمرکز بر روی اقدامات و وظایف مدیران بود؛ از جمله روشن کردن اهداف، برنامه‌ریزی، واگذاری وظایف، برگزاری جلسات، مدیریت عملکرد، ارائه بازخورد، حل تعارض، تصمیم‌گیری و ایجاد سیستم اجرایی برای مدیریت تیم. اما این دوره به لایه‌ای عمیق‌تر می‌پردازد و به نحوه تفکر مدیران می‌پردازد.

تفاوت فاحش در کیفیت مدیریت مدیران، حتی با وجود آشنایی با ابزارهای مشابه، ناشی از نحوه تفکر آن‌هاست. دو مدیر ممکن است هر دو جلسات یک‌به‌یک برگزار کنند، شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) داشته باشند، برنامه‌ریزی کنند، بازخورد دهند و با مفهوم تفویض اختیار (Delegation) آشنا باشند.

اما تفاوت اصلی در این است که یک مدیر حرفه‌ای این ابزارها را در زمان مناسب و برای مسئله درست به کار می‌برد، در حالی که مدیر دیگر ممکن است همان ابزارها را به صورت مکانیکی، زودتر از موعد یا در جای نامناسب استفاده کند.

این تفاوت کیفی در مدیریت، بخش بزرگی از آن به نحوه تفکر مدیر بازمی‌گردد. مدیر حرفه‌ای پیش از پرسیدن «چه کاری انجام دهم؟»، ابتدا به دنبال درک عمیق‌تر وضعیت موجود است.

او ابتدا می‌پرسد «واقعاً چه اتفاقی دارد می‌افتد؟» و سپس به دنبال تشخیص مسئله اصلی از علائم سطحی است؛ یعنی آیا آنچه می‌بینم خود مسئله است یا نشانه‌ای از یک مشکل عمیق‌تر؟

مدیران حرفه‌ای همچنین به این موضوع می‌اندیشند که کدام بخش از وضعیت فعلی نیاز به مداخله آن‌ها دارد و چه اثرات جانبی احتمالی ممکن است با ورودشان ایجاد شود. آن‌ها ارزیابی می‌کنند که آیا اقدام فعلی، مسئله امروز را حل می‌کند یا مشکل فردا را بزرگ‌تر خواهد ساخت.

پرسش‌های کلیدی دیگر شامل این است که آیا مشکل پیش آمده فردی است یا سیستم، و در چه مواردی باید خودشان تصمیم بگیرند و در چه مواردی بهتر است اجازه دهند تیم خودشان به راه‌حل برسد.

این نوع پرسشگری و تحلیل عمیق، ورود به حوزه «تفکر مدیریتی» را نشان می‌دهد؛ رویکردی که اساس و بنیان اقدامات مؤثر مدیریتی را تشکیل می‌دهد.